rss

جمعه 1387/8/3
ای ختم رسل را به وجود تو مباهات         دارند به تو خلق جهان چشم کراماتشاگرد دبستان تو صدها  چون  هشام اند              شیعه ز طفیل تو رسیده به مقاماتای حضرت صادق (ع) که سراپا همه صدقی             از همت تو دین شده محفوظ ز آفاتویران گر بیدادی وبرهم زن باطل زنده زتو مذهب اثنی عشر امروز           علم تو محیط است به مافوق سماواتبسی درّز لب لعل تو بارید وببارد بگذار عدوی تو دهد نشر خرافاتهر بی خردی پیرو آیین   تو نبود  معلوم شود چون برسد روز مکافاتبنیاد فقاهت زتو بر پاست به عالم  دانشگاه تو مرکز علم است وکمالاتدر مدح وثنای توحقیر است هنرور  دارد به تو در روز جزا چشم عنایتنقل   از کتاب  گلشن ولایت : سروده ی    حاج علی  هنرور                  چاپ            1379  
(1) نظر | برچسب ها :
جمعه 1387/8/3
کرامتی از امام صادق (ع) ((  کاشتن هسته ی خرما ورشد ومیوه دادن آن در یک لحظه  ))    محمّد بن مسلم می گوید : نزد امام صادق (ع)بودم که معلّی بن خنیس با حال گریان ، وارد شد ، حضرت از او پرسید : چرا گریه می کنی ؟ او گفت : (( دم درب ، جماعتی هستند که خیال می کنند شما بر آنها هیچ فضل وبرتری ندارید وشما وآنان با هم مساوی هستید .)) حضرت مدتّی سکوت کرد وسپس یک طبق خرما خواست واز میان آنها یک خرما برداشت وهسته اش را در آورد وآن خرما را خورد . سپس آن هسته را نیز در زمین کاشت ، ناگهان آن هسته درهمان لحظه رویید ومیوه آورد .بعد یکی از آن میوه ها را دونیمه کرد وخورد واز میان آن ، ورقه ای در آورد وبه معلّی داد وفرمود : (( بخوان . ))پس معلّی شروع به خواندن آن ورقه نمود . درآن نوشته شده بود  : (( بسم الله الرحمن الرحیم ، لا اله الا الله ، محمد رسول الله ، علیّ المرتضی ، الحسن والحسین وعلی بن الحسین ومحمدبن علی وجعفر بن محمد وموسی بن جعفر وعلیّ بن موسی ومحمّد بن علی وعلی بن محمّد والحسن  بن علی والحجّة بن الحسن . ))  نقل از کتاب : عجایب ومعجزات شگفت انگیزی از امام صادق (ع)  به همت واحد تحقیقاتی گل نرگس  نشر  شاکر  چاپ 1386  
(0) نظر | برچسب ها :
جمعه 1387/8/3
 2008-10-2419:05:33 خوف امام صادق (ع ) از خدا غذای داغی را به حضور امام صادق (ع) آوردند ، چندین بار فرمود : (( نستجیر بالله من النار. )) (( پناه می بریم به خدا از آتش جهنم . )) ما قدرت خوردن غذای داغ را نداریم ، پس چگونه قدرت تحمل آتش دوزخ را داشته باشیم . این گفتار را فرمود تا غذا خنک شد واز آن خورد . روزی بند کفشش پاره شد ، وکفش از پایش در آمد ، با پای برهنه راه رفت ، درحالی که دستهایش را به سوی آسمان بلند کرده وبه خدا عرض می کرد : ((  رَبِّ لا تَکِلنی اِلی نفسی طَرْفَهَ عَینٍ  اَبَداً لا اَقَلَّ مِن ذالِک لا اَ کثَر.   ))(( پروردگارا مرا به اندازه ی یک چشم به هم زدن ونه کمتر ونه بیشتر به خودم وامگذار. )) در حالی که قطرات اشک آن چنان از دیدگانش می ریخت که از اطراف محاسنش سرازیر می شد . جالب این که امام صادق (ع) همراه خود پارچه ی سبزی داشت که در آن مقداری تربت خاک قبر امام حسین (ع) گذاشته بود ، وهنگامی که وقت نماز می رسید آن تربت را بر سجّاده اش می ریخت وبر آن سجده می کرد . وچنین است که نمازی که با یاد ایثارگری آمام حسین (ع) باشد موجب کمال نماز است وبه نماز روح تازه ای می بخشد.   
(0) نظر | برچسب ها :
X